حال
حال
كلمه اي است كه حالت فاعل يا مفعول جمله را در هنگام وقوع فعل بيان مي كند و به سه شكل به كار مي رود: 1)حال مفرد 2)حال جمله اسميه 3)حال جمله فعليه
حال مفرد :اسمي است منصوب ،نكره و مشتق كه حالت فاعل را در هنگام وقوع فعل نشان مي دهد و آن اسمي كه حال آن را بيان مي كند صاحب حال گفته مي شود.
نكته:حال مفرد نكره مي باشد ولي صاحب حال هميشه يك اسم معرفه مي باشد و حال مفرد در جنس و عدد از صاحب حال پيروي مي كند.
جاءَ التلاميذُ الي المدرسهِ مسرورينَ
التلاميذ=صاحب حال فاعل و مرفوع
مسرورينَ=حال مفرد و منصوب به ياءنيابي
نكته: صاحب حال معمولاً در جمله فاعل و يا مفعول جمله مي باشد و حال مفرد هميشه يك اسم فاعل ويا مفعول ويا صفت مشبه مي باشد.
حال جمله اسميه
جمله است كه با واو حاليه شروع مي شود و بعد از واو ضميرمنفصلي مرفوعي قرار مي گيرد كه به صاحب حال بر مي گردد يعني در جنس و عدد از صاحب پيروي مي كندو آن جمله حالت فاعل و مفعول جمله را در هنگام وقوع فعل مشخص مي كند و چون جمله اعراب دارد محلاً منصوب مي گردد. جاءَ المعلمُ الي الصفُّ و هو مسرورٌ(المعلم=صاحب حال فاعل و مرفوع،واو=واو حاليه ،هو مسرورينٌ=حال جمله اسميه محلاً منصوب)
حال جمله فعليه
جمله است كه با فعل شروع مي شود و آن فعل در جنس و عدد از صاحب حال پيروي مي كند و حالت فاعل يا مفعول جمله را مشخص مي كند و محلاً منصوب مي باشد .
1)رايُت المعلمُ يقرأ الكتاب(المعلمُ=مفعول به ومنصوب، يقراُالكتاب=حال جمله فعليه محلاً منصوب)
نكته: هر گاه در يك جمله فعل مضارع بعد از فعل ماضي قرار بگيرد ،فعل مضارع بصورت ماضي استمراري ترجمه مي شود .
1)معلم را ديدم در حالي كه كتاب مي خواند.
نكته:واو حاليه با حال جمله اسميه به كار مي رود ولي فقط در يك حالت با حال جمله فعليه به كار مي رود يعني هرگاه فعل در حال جمله فعليه با قَدْ همراه است .
أذهبُ الي المدرسهٌ و قَدْ كتبْتُ دروسي(جمله فعليه محلاًمنصوب)
به مدرسه مي روم در حالي كه درسهايم را نوشته ام.
نكته:كلمه ي وَحْدَ هميشه با ضمير و همواره حال مفرد است.
رايُت المعلمُ في المدرسهُ وحْدَهُ(حال مفرد)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:27 توسط جواد سعیدی
|