همزه ( تعریف )
الف، يا ساكن است مانند الف در قام، و يا متحرك؛ ساكن را "لينه"، و متحرك را "همزه" مى نامند.
همزه، گاه براى نداى نزديك به معنى اى، به کار می رود؛ مانند: "اَزیدُ اَقْبِلْ"، ای زید روی به سوی ما کن.
گاه براى استفهام به معنى آيا مى آيد.
همزه تعریف نداریم. اگر منظورتان ال (الف و لام) تعریف است که آن را لام تعریف می گویند که همزه همراه آن آمده است.
همزه، گاه براى نداى نزديك به معنى اى، به کار می رود؛ مانند: "اَزیدُ اَقْبِلْ"، ای زید روی به سوی ما کن.
گاه براى استفهام به معنى آيا مى آيد.
همزه تعریف نداریم. اگر منظورتان ال (الف و لام) تعریف است که آن را لام تعریف می گویند که همزه همراه آن آمده است.
همزه مصدریه نیز همان همزه تسویه است، مثلا جمله "سواءٌ علیهم أأنذرتهم" وقتی به مصدر می رود می شود: "سواءٌ علیهم إنذارک إیاهم".
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 23:25 توسط جواد سعیدی
|